بدون عنوان
عزیز دلم
میوه زندگیم
محمدجواد
امروز با مامان جون که زحمت کشیده و از داراب برای دیدنمون اومد رفتیم دریاچه
خیلی خوش گذشت .تو خسته شدی و شیر خوردی و خوابیدی
توی پشه بند خوابیدی و هر کی رد میشد نگاهت میکرد و ذوقت میکردن و یه خانمی گفت دنیا مال خودته
وقتی هم که بیدار شدی یه عالمه شیر ریختی روی بابا
قیافه بابا دیدنی بود
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
